عزت الله مولايى نيا همدانى

317

نسخ در قرآن ( فارسى )

قرآن همه آنها را منسوخ قلمداد مىنمايند . بنابر اين تجويز نسخ در حوزهء دينى ( قرآنى ) به معناى نابود ساختن اهداف بلند قرآن ، يعنى نظام اشتراكى و شيوعى عربى است « 1 » . نويسنده در ادامهء سخن ، مىگويد : دين اسلام در حقيقت با تمام وجود در برابر انحطاط و نابودى بشرى به پيكار ابدى پرداخته و با نظام اشتراكى غير عربى ، اعلام جنگ داده و با طرح عدالت و دوستى ميان افراد بشرى در نظام فكرى اسلام ، يك موازنهء اصولى برقرار نموده است . و آنگاه شواهدى را از برخى از عوامل استعمار غربى مبنى بر برترى نظام اشتراكى عربى اسلامى از نظام سرمايه‌دارى غرب و نظام ماركسيستى شرق ، آورده و مطلب را خاتمه مىدهد . پاسخ با اين بيان با مكتب و مرام « دكتر عبد المتعال جبرى » و طرز نگرشش بر قرآن و اسلام ، كاملًا آشنا شده و رمز انكار پديده « نسخ » در قرآن را از سوى پژوهشگران عربى به خوبى فهميديم و دريافتيم آن كسانى كه در فترت سيطرهء افكار پوچ ماركسيستى بر جهان عرب ، دست به قلم زده‌اند ، به دليل خودباختگى و خودكم‌بينى و ضعف ايمان به خدا در برابر زرق و برق تمدّن غرب و شرق ، سرگردان شده و خود را گم كرده‌اند و از تأويل و توجيه اصول و فروع درخشان اسلام ، بهره‌گيرى كرده و خواسته‌اند خود را با مبانى فكرى اشتراكيت عربى و شيوعيّت وفق داده و از اين طريق وجدان خود و مردم را راضى نمايند . غافل از اينكه روح اسلام و اصول فكرى آن و جزء جزء وجود و تار و پود آن با همهء وجود ، با نظام سرمايه‌دارى غرب و نظام اشتراكى شرق و اقمار وابسته به آن ، مانند شيوعيت ، مخالف بوده و در تضادّ واقعى مىباشد و هر گاه بخواهيم اسلام را توجيه مادى و شيوعى نماييم در حقيقت اسلام را

--> ( 1 ) دكتر عبد المتعال جبرى ، « لا نسخ . . . » ، پيشين ، صص 29 - 30 .